بوی دریا می آید...
دور که میشوم...
صدای باران...
شاید از دلم نمیدانم...
بگو؟
تکلیفم با چشمانت چیست؟؟
لنگر بیاندازم...
و...
عاشقی کنم...
یا...
چتر بردارم...
و...
دلبری کنم؟...
برچسب: چشمانت راز آتش است,چشمانت را زمین بگذار,چشمانت را دوست دارم,چشمانت با من گفتند,چشمانت کارناوال آتش بازیست,چشمانت را ببند,چشمانت را باز کن,چشمانت شعر,چشمانت را نبند,چشمانت را,
نویسنده: ایلیا سلطانی